قرار. [ ق ُ ] (اِخ ) موضعی است . (منتهی الارب ).
قرار. [ ق ِ ] (اِخ ) از نامهای عرب است . (منتهی الارب ).
قرار. [ ق َ ] (اِخ ) عمرانی گوید: جایی است در روم . (از معجم البلدان ).
رابطۀ محور طولی بدن جنین با محور طولی بدن مادر
۱آرامش – تاب و توان ۲کارگر قراردادی سالیانه که اربابان ...
حکم
شرح
ساز
شیوه، وضع
قول، میثاق
رسم، روش، نهاد
شرط، عهد، وعده
راندهوو، میعاد، وعدهگاه
استقرار، ثبات، سکون، طمانینه
آرام، آرامش، صبر، فراغ، فراغت، هال
پیمان، نهش، هال، دیدار