معانی کلمه : فیضه
لغت نامه دهخدا
فیضة. [ ف َ ض َ ] (ع اِمص ) روانی اشک و شراب . (از منتهی الارب ). رجوع به فیض ، فیضان و فیضوضة شود.
( فیضة ) فیضة. [ ف َ ض َ ] ( ع اِمص ) روانی اشک و شراب. ( از منتهی الارب ). رجوع به فیض ، فیضان و فیضوضة شود.
فرهنگ فارسی
روانی اشک و شراب
