( فریضة ) فریضة. [ ف َ ض َ ] ( ع اِ ) فرموده خدای از زکاة مال و ستور، و از نماز و روزه. ج ، فرائض. ( منتهی الارب ) : هیچ بیکار نیست یک ساعت ماتم تو فریضه تر کار است.مسعودسعد. || زن کلانسال. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || بهره فرض کرده. ( منتهی الارب ). حصه مفروضه. ( اقرب الموارد ). || علم قسمت میراث. ( منتهی الارب ). || نماز. صلاة. ( یادداشت مؤلف ). نماز واجب : خدایگان جهان مر نماز نافله...
فرهنگ عمید
۱. هر یک از اعمال دینی که انجام آن ها بر فرد واجب شده، واجب. ۲. (اسم ) [مجاز] نماز واجب. ۳. امر واجب.
فرهنگ معین
(فَ ض ) [ ع . فریضة ] (اِ. ) ۱ - واجب ، لازم . ۲ - آن چه که خداوند انجام آن را بر انسان واجب کرده .
فرهنگ فارسی
فرض، واحب، آنچه برانسان فرض وواجب شده باشد، امرواجب که بایدبجا آوردشودمانندنمازوروزه وسایرواجبات ( اسم ) ۱ - واجب لازم ۲ - آنچه که خدا واجب کرده بر بنده از نماز و روزه و حج و خمس و زکات و غیره . جمع : فرائض ( فرایض )
[ویکی اهل البیت] هر آنچه که خداوند بر بندگان واجب کرده باشد، از نماز و حج و زکاة و جز آن
و جمع آن فرائض است.انما الصدقات للفقراء والمساکین... فریضة من الله....رسول الله (ص): «ما بین المسلم و بین ان یکفر الاّ ترک الصلاة الفریضة متعمدا او یتهاون بها فلا یصلیها...».رسول اکرم (ص) فرمود: «طلب العلم فریضة علی کل مسلم و مسلمة». امام صادق (ع) فرمود: «طلب العلم فریضة فی کل حال».فریضه به معنای سهم معین و ا...