کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فنا-گردیدن | کلماتور
معانی کلمه : فنا گردیدن
تلفظ بین المللی :
/fanˈɑ ɡardˈidan/
تلفظ :
[fan'A gaRd'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فنا
فنا شدن
فنا ناپذیر
فنا کردن
فنا فنا
فنا پذیرفتن
به فنا دادن
از دار فنا رفتن
حب الفنا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فنا گردیدن. [ ف َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) نابود شدن. فنا شدن. مقابل فنا کردن :
اما سخن درست این باشد
کز ذات و صفات خود فنا گردد.
عطار.
چون قلم از باد بد دفتر ز آب
هرچه بنویسی فنا گردد شتاب.
مولوی.
فرهنگ فارسی
نابود شدن فنا شدن
کلمات مرتبط
فنا
فنا شدن
فنا ناپذیر
فنا کردن
فنا فنا
فنا پذیرفتن
به فنا دادن
از دار فنا رفتن
حب الفنا
نظرات