کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه فنا-شدن | کلماتور
معانی کلمه : فنا شدن
تلفظ بین المللی :
/fanˈɑ ʃˈodan/
تلفظ :
[fan'A S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فدا شدن
فرا شدن
پیش فرا شدن
شانگ فا یانگ
فناشدنی
فراشدن
پیش فراشدن
فنا
فنا ناپذیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
فنا شدن. [ ف َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) از میان رفتن. فانی شدن :
بنگر نبات مرده که چون زنده شد به تخم
آنکش نبود تخم چگونه فنا شده ست ؟
ناصرخسرو.
تا چون به قیل و قال مقالات مختلف
از عمر چند سال میانْشان فنا شدم.
ناصرخسرو.
فرهنگ فارسی
از میان رفتن فانی شدن
کلمات مرتبط
فدا شدن
فرا شدن
پیش فرا شدن
شانگ فا یانگ
فناشدنی
فراشدن
پیش فراشدن
فنا
فنا ناپذیر
نظرات