کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : فرو امدنگاه
تلفظ بین المللی :
/fˈoru ˈaːmdanɡˈɑh/
تلفظ :
[f'oRu 'a:mdang'Ah]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
فرود امدنگاه
فروآمدنگاه
فرودآمدنگاه
فرو
فرو ارامیدن
فرو ارمیدن
فرو استادن
فرو اسودن
فرو افتادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
( فروآمدنگاه )
فروآمدنگاه. [ ف ُ م َ دَ ] ( اِ مرکب ) محله. ربع. مرحله. ( منتهی الارب ). جای فرودآمدن و حلول کاروان. رجوع به فرودگاه شود.
فرهنگ فارسی
( فرو آمدنگاه )
محله . ربع
کلمات مرتبط
فرود امدنگاه
فروآمدنگاه
فرودآمدنگاه
فرو
فرو ارامیدن
فرو ارمیدن
فرو استادن
فرو اسودن
فرو افتادن
نظرات