معانی کلمه : غرابت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. شگفت و تعجبانگیز بودن.
۲. دور از ذهن بودن؛ غیر مٲلوف بودن.
۳. [قدیمی] دور بودن؛ دوری از وطن.
〈 غرابت کلمه: (ادبی) در معانی، غیرمٲنوس و غریب بودن کلمه، چنانکه بیشتر مردم معنای آن را ندانند، مانند کلمۀ «فرخج» و «تخجم» در این شعر: پیش درشان سپهر و انجم / این بوده فرخج و آن تخجم.
فرهنگ معین
(غَ بَ ) [ ع . غرابة ] (مص ل . )۱ - غامض بودن ، پوشیده بودن . ۲ - دور بودن .
