Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عریان نمودن

تلفظ بین المللی : /orˈijɑn nemˈudan/ تلفظ :‌ [_oR'ijAn nem'udan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عصیان نمودن
  • عیان نمودن
  • نمودار جریان کشندی
  • نمودار جریان فرایند
  • عریان
  • عریان تپه
  • عریان شدن
  • عریان وش
  • عریان کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عریان نمودن. [ ع ُرْ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) لخت کردن. برهنه کردن. عاری نمودن :
بخندد چو پسته درون پوست وآنگه
چو بادام از آن پوست عریان نماید.
خاقانی.
و رجوع به عریان و عریان کردن شود.

فرهنگ فارسی

لخت کردن برهنه کردن

کلمات مرتبط

  • عصیان نمودن
  • عیان نمودن
  • نمودار جریان کشندی
  • نمودار جریان فرایند
  • عریان
  • عریان تپه
  • عریان شدن
  • عریان وش
  • عریان کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات