کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه عریان-وش | کلماتور
معانی کلمه : عریان وش
تلفظ بین المللی :
/orˈijɑn vˈaʃ/
تلفظ :
[_oR'ijAn v'aS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
عریان
عریان تپه
عریان شدن
عریان نمودن
عریان کردن
ریشه عریان
نذیر العریان
بطور عریان
عصام العریان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
عریان وش. [ ع ُرْ وَ ] ( ص مرکب ) بسان عریان. عریان مانند. برهنه مانند :
چنگ است عریان وش سرش صدره ٔبریشم در برش
بسته پلاسین میزرش زانوش پنهان بین در او.
خاقانی.
فرهنگ فارسی
بسان عریان عریان مانند
کلمات مرتبط
عریان
عریان تپه
عریان شدن
عریان نمودن
عریان کردن
ریشه عریان
نذیر العریان
بطور عریان
عصام العریان
نظرات