Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : عیان نمودن

تلفظ بین المللی : /ʔˈajɑn nemˈudan/ تلفظ :‌ [?'ajAn nem'udan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • عصیان نمودن
  • عریان نمودن
  • عین خیال کسی نبودن
  • عیان
  • عیان امدن
  • عیان بین
  • عیان شدن
  • عیان کردن
  • عیان گشتن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

عیان نمودن. [ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) آشکار کردن. واضح کردن. هویدا ساختن. عیان کردن : جام فرعونی خبر ده تا کجاست کآتش موسی عیان بنمود صبح.خاقانی.حور شود دست بریده چو من یوسف خاطر بنمایم عیان.خاقانی.سگ گزیده خصم و تیغ شه چو آب کآتش مرگ عیان خواهد نمود.خاقانی.و رجوع به عیان کردن شود....

فرهنگ فارسی

آشکار کردن واضح کردن هویدا ساختن عیان کردن

کلمات مرتبط

  • عصیان نمودن
  • عریان نمودن
  • عین خیال کسی نبودن
  • عیان
  • عیان امدن
  • عیان بین
  • عیان شدن
  • عیان کردن
  • عیان گشتن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات