عیان . [ ع َی ْ یا ] (اِخ ) شهری است به یمن از ناحیه ٔ مخلاف جعفر. (از معجم البلدان ) (از منتهی الارب ).
عیان . (ع مص ) به چشم دیدن . (از اقرب الموارد). رویاروی چیزی را دیدن . (دهار). دیدن به چشم . (غیاث اللغات ). مُعاینه . رجوع به معاینه شود....
فرهنگ عمید
۱. به چشم دیدن، دیدن به چشم. ۲. یقین در دیدار. ۳. (صفت، قید ) ظاهر، آشکار.
فرهنگ معین
(ع ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) به چشم دیدن . ۲ - (اِمص . ) دیدار. ۳ - (اِ. ) یقین در دیدار و مشاهده . ۴ - (ق . ) ظاهر، آشکار.
فرهنگ فارسی
به چشم دیدن، دیدن بچشم، یقین دردیدار، ظاهرو آشکار، آنچه دیده شود ۱ - ( مصدر ) به چشم دیدن معاینه . ۲ - ( اسم ) دیدار بچشم - ( اسم ) یقین در دیدار و مشاهده . ۴ - ظاهر آشکار . شهریست بیمن از ناحیه مخلاف جعفر
دانشنامه عمومی
مختصات: ۳۸°۱۳′۴۸″شمالی ۴۴°۴۱′۵۶″شرقی / ۳۸٫۲۳۰۱°شمالی ۴۴٫۶۹۸۹۱°شرقی / 38.2301; 44.69891عیان، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان سلماس استان آذربایجان غربی ایران.این روستا در دهستان کره سنی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۳۴۹نفر (۷۶ خانوار) بوده است.wiki: ذُوعَید از توابع استان مَحویت در کشور یمن در شبه جزیره عربستان.المقحفی، ابراهیم، احمد ، (مُعجَم المُدُن وَالقَبائِل الیَمَنِ...