Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : طاعت نمود

تلفظ بین المللی : /tˈɑʔˈat nˈemud/ تلفظ :‌ [t'A?'at n'emud]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • طاعت
  • طاعت داشتن
  • طاعت دوست
  • طاعت نمای
  • طاعت پیشه
  • طاعت کردن
  • طاعت ور
  • حسن طاعت
  • بی طاعت
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

طاعت نمود. [ ع َ ن ِ / ن ُ / ن َ ] ( مص مرکب مرخم ) فرمانبری نشان دادن. اظهار طاعت کردن : رسول به نزدیک امیر اسماعیل آمد و نامه بداد و از طاعت نمود امیر بلخ و گورکانیان خبر داد. ( تاریخ بخارا ).

فرهنگ فارسی

فرمانبری نشان دادن اضهار طاعت کردن

کلمات مرتبط

  • طاعت
  • طاعت داشتن
  • طاعت دوست
  • طاعت نمای
  • طاعت پیشه
  • طاعت کردن
  • طاعت ور
  • حسن طاعت
  • بی طاعت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات