Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ صنابی

تلفظ بین المللی : /sanˈɑbi/ تلفظ :‌ [san'Abi]
لغت نامه دهخدا
  • صابی
  • صابین
  • صاحب صابی
  • صحابی
  • صحابیه
  • صناب
  • صناب بری
  • صنادید
  • صنادیق
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

صنابی. [ ص ِ ] ( ص نسبی ) اسب سپید یا اسب گلگون که با مویهای سپید آمیخته باشد. ( منتهی الارب ). اسب کمیت یا بور که سفیدی با وی آمیخته بود. ( مهذب الاسماء ). در صبح الاعشی آرد: و ان خابطشقرة الاشقر او الکمیت شقرة بیضاء قیل صنابی اخذاً من الصناب و هو الخردل بالزبیب. ( صبح الاعشی ص 19 ج 2 ).

کلمات مرتبط

  • صابی
  • صابین
  • صاحب صابی
  • صحابی
  • صحابیه
  • صناب
  • صناب بری
  • صنادید
  • صنادیق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات