کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : صابین
تلفظ بین المللی :
/sˈɑbin/
تلفظ :
[s'Abin]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صائین
صائین کلایه
صابئین
صابرین
صابون
صابون الهم
صابون انفاق
صابون زدن
صابون سازی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
صابین. ( اِخ ) ج ِ صابی در حالت نصبی و جری به قرائت مردم مدینه. رجوع به صابون شود.
فرهنگ فارسی
صابی است در حالت نصبی و جری بقرائت مردم مدینه
کلمات مرتبط
صائین
صائین کلایه
صابئین
صابرین
صابون
صابون الهم
صابون انفاق
صابون زدن
صابون سازی
نظرات