صابی . (اِخ ) ثابت بن قره . رجوع به ثابت بن قره شود.
صابی . (اِخ )ثابت بن سنان . رجوع به ثابت بن سنان بن ثابت ... شود.
صابی . (اِخ )هلال بن محسن بن ابراهیم بن هلال . رجوع به هلال ... شود.
صابی . (اِخ ) هارون بن صاعدبن هارون ، مکنی به ابی نصر. رجوع به هارون ... شود....
فرهنگ عمید
۱. پیرو فرقۀ صابئین، صابئی: وز فلسفی و مانوی و صابی و دهری / درخواستم این حاجت و پرسیدم بی مر (ناصر خسرو: ۵۱۰ ). ۲. [قدیمی] ویژگی کسی که از دین خود دست بردارد و به دین دیگر بگرود.
فرهنگ معین
(بِ ) [ ع . صابی ء ] (اِ. ص . ) کسی که از دین خود برگشته و به دین دیگری گرویده باشد.
فرهنگ فارسی
ابراهیم بن هلال بن ابراهیم ابن زهرون حرانیمکنی به ابو اسحاق نویسنده و ادیب عیسوی کیش ( ف. ۳۸۴ ه.ق . ). وی در دین خود سخت متعصب و پارسا بود و بسال ۳۴۹ متقلد دیوان رسایل گشت و بسال ۳۶۷ عضد الدوله او رات زندانی کرد و در سال ۳۷۱ آزاد گشت و در سن ۷۱ سالگی در گذشت .او راست : دیوان شعر دیوان رسائل کتاب دوله بنی بویه که بکتاب التاجی معروفست . اندکی از نثر و نظم صابی در یتیمه الدهر ( ج ۲ ) آمده .کسی که ازد...