Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ صمجه

تلفظ بین المللی : /sˈamdʒeː/ تلفظ :‌ [s'amdZe:]
لغت نامه دهخدا
  • صمعه لواته
  • صمغه
  • صمقه
  • صنجه
  • درید بن صمه
  • صلجه
  • صمته
  • صمج
  • صمخه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

صمجة. [ص َ م َ ج َ ] (معرب ، اِ) قندیل . لغت رومی است . ج ، صَمَج . (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). رجوع به صمج شود.

( صمجة ) صمجة. [ص َ م َ ج َ ] ( معرب ، اِ ) قندیل. لغت رومی است. ج ، صَمَج. ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). رجوع به صمج شود.

کلمات مرتبط

  • صمعه لواته
  • صمغه
  • صمقه
  • صنجه
  • درید بن صمه
  • صلجه
  • صمته
  • صمج
  • صمخه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات