کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صمج | کلماتور
معنی کلمه : صمج
تلفظ بین المللی :
/sˈamdʒ/
تلفظ :
[s'amdZ]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
صمجه
صوم الصمت
صُماخ
صُماخ سنجی
صج
صم
صم بکم
صم بکم نشستن
صم و بکم
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
صمج. [ ص َ م َ ] ( معرب ، اِ ) ج ِ صَمَجَه. ( منتهی الارب ). قندیلها.جوالیقی در المعرب آرد: صمج ، به معنی قندیلها، رومی معرب است مفرد آن صَمَجَة. شماخ گوید: و النجم مثل الصمج الرومیات. ( المعرب ص 213 ). رجوع به صمجه شود.
کلمات مرتبط
صمجه
صوم الصمت
صُماخ
صُماخ سنجی
صج
صم
صم بکم
صم بکم نشستن
صم و بکم
نظرات