۱ - دشت دشت هموار . ۲ - بیابان بر بی آب و علف جمع : صحاری صحراوات . ۳ - چند جفت یا بند که با هم تشکیل یک دسته و یک واحد زراعتی را دهند ( خراسان ) . ترکیبات اسمی : یا صحرائ آذر گون . صحرایی همانند آتش . یا صحرائ جان . عالم ارواح عرصه ارواح . یا صحرائ دل . پهنه دل عرصه قلب . یا صحرائ سیم . صبح صادق . یا صحرائ عشق . ملک عشق میدان عشق . یا صحرائ غم . ملک غم وادی اندوه . یا صحرائ فلک . عرصه فلک . یا صح...
دانشنامه عمومی
صحرا (ابهام زدایی). صحرا ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:صحرا (فیلم ۱۹۱۹)صحرا (فیلم ۱۹۴۳)صحرا (فیلم ۲۰۰۵)wiki: ژانر جنگی به کارگردانی زولتان کوردا است که در سال ۱۹۴۳ منتشر شد.۱۱ نوامبر ۱۹۴۳ (۱۹۴۳-11-۱۱)wiki: اکشن و زوج هنری به کارگردانی برک آیسنر است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد.۴ آوریل ۲۰۰۵ (۲۰۰۵-04-۰۴) (premiere)۸ آوریل ۲۰۰۵ (۲۰۰۵-04-۰۸) (wide)دیرک پیت کاشف و ماجراجوی بزرگ که در مؤسسه...
فرهنگ اسم ها
اسم: صحرا (دختر) (عربی) (طبیعت) (تلفظ: sahrā) (فارسی: صحرا) (انگلیسی: sahra) معنی: بیابان، محلی خارج از منطقه ی مسکونی، ( عربی، صحراء )، که دارای پوشش گیاهی است، ( در قدیم ) ( به مجاز ) میدان جنگ، ( اَعلام ) ( = صحرای آفریقا ) وسیعترین بیابان دنیا در شمال آفریقا، که از غرب به شمال، از اقیانوس اطلس تا دریای سرخ و از شمال به جنوب، از رشته کوه های اطلس و دریای مدیترانه تا ناحیه های نزدیک رود نیجر و ...
مترادف و متضاد
بادیه، بیابان، تیه، دشت، راغ، فلات، وادی ≠ باغ
desert (اسم)شایستگی، صحرا، بیابان، دشت، استحقاقfield (اسم)زمین، صحرا، میدان، پهنه، عرصه، رشته، دایره، مرغزار، دشت، مزرعه، کشتزارchampaign (اسم)صحرا، میدان جنگ، زمین مسطح، زمین مرتفع، دشت، جلگهwilderness (اسم)صحرا، بیابان، سرزمین نامسکون و رام نشدهwild land (اسم)صحرا، بیابان، زمین بایر و لم یزرعagro- (پیشوند)کشاورزی، خاک، صحرا...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] صحرا، دشت و بیابان است.عنوان یاد شده در بابهای طهارت ، صلات ، زکات ، خمس ، حج ، اطعمه و اشربه و لقطه به کار رفته است.منبعفرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، زیر نظر آیت الله محمود هاشمی شاهرودی، ج۵، ص۵۰، برگرفته از مقاله «صحرا». ...wikifeqh: صحرا...
فرهنگ فارسی ساره
بیابان، دشت و دمن
واژه نامه بختیاریکا
( صَحرا ) بیرون ( صَحرا ) دست شویی توالت؛ . مثلاً رده به صحرا یعنی رفته بیرون جهت دستشویی ( صَحرا ) مدفوع دَق