کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه صحرا-رو | کلماتور
معانی کلمه : صحرا رو
تلفظ بین المللی :
/sahrˈɑ rˈu/
تلفظ :
[sahR'A R'u]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
صحرا روی
صحرا روشن نیازعلی
روز گریدن من صحرا
روابط خارجی جمهوری دموکراتیک عربی صحرا
روباه صحرا
خانه صدرا روحانی
صحرارود
صحرارو
صحراروی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
صحرارو. [ ص َ رَ / رُو] ( نف مرکب ) صحراگرد. صحرائی. بیابانی :
کرد صحرارو بیابانی
چون ازو یافت آن تن آسانی.
نظامی.
و رجوع به صحرائی و صحرانشین شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) صحرا گرد بیابانی .
کلمات مرتبط
صحرا روی
صحرا روشن نیازعلی
روز گریدن من صحرا
روابط خارجی جمهوری دموکراتیک عربی صحرا
روباه صحرا
خانه صدرا روحانی
صحرارود
صحرارو
صحراروی
نظرات