Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : صحرا نوردیدن

تلفظ بین المللی : /sahrˈɑ norˈadidˌan/ تلفظ :‌ [sahR'A noR'adid,an]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • صحرا
  • صحرا بر
  • صحرا رو
  • صحرا روی
  • صحرا ریز
  • صحرا شور
  • صحرا نوردی
  • صحرا گردی
  • صحرا روشن نیازعلی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

صحرا نوردیدن. [ ص َ ن َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) بیابان نوردیدن. راه بیابان طی کردن. رجوع به صحرانورد و صحرانوردی شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) بیابان نوردیدن راه بیابان را طی کردن .

کلمات مرتبط

  • صحرا
  • صحرا بر
  • صحرا رو
  • صحرا روی
  • صحرا ریز
  • صحرا شور
  • صحرا نوردی
  • صحرا گردی
  • صحرا روشن نیازعلی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات