سبزبهار. [ س َب ْ، ب َ ] (اِ مرکب ) نام نوایی است از موسیقی و آن را سبزه بهار نیز گویند. (آنندراج ) (رشیدی ) : چو باده بودی بر دست من بیاوردی نوای باربد و گنج گاو و سبزبهار.
مسعودسعد.
رجوع به سبزه ٔ بهار شود. سبزبهار. [ س َب ْ، ب َ ] ( اِ مرکب ) نام نوایی است از موسیقی و آن را سبزه بهار نیز گوین...
فرهنگ عمید
= سبزه 〈 سبزۀ بهار
= سبزه * سبزۀ بهار
فرهنگ فارسی
لحنی از موسیقی . قریه ایست بفاصله ۳۴ هزار و پانصد گزی در غرب شهر فیض
فرهنگ اسم ها
اسم: سبزبهار (دختر) (فارسی) (هنری) (تلفظ: sabz-bahar) (فارسی: سبزبهار) (انگلیسی: sabz-bahar) معنی: نام یکی از الحان قدیم ایرانی