سبزواری . [ س َ زَ / زِ ] (ص نسبی ) منسوب به سبزوار از شهرستانهای استان خراسان و بلاد مشهور ایران است . رجوع به سبزوار شود.
سبزواری . [ س َ زَ / زِ ] (اِخ ) شیخ احمدبن هذیل سبزواری . معاصر سلطان تکش خوارزمشاه بود. اهل سبزوار منکر او بودند، مریدان او را گفتند بجای دیگر نقل ...
دانشنامه آزاد فارسی
سَبْزواریاز گویش های خراسانی رایج در سبزوار. در سبزواری هم خوان ها همانند هم خوان های فارسی است. در واژه های تک هجایی رشتة ab فارسی به av تبدیل می شود (واژه های عربی دخیل در فارسی مثل ربّ یا حَبّ مستثنا هستند)؛ گاهی رشتة ab فارسی در سبزواری تبدیل به ov می شود؛ گاه واژه هایی که به دو همخوان ختم می شوند در سبزواری بین آن دو همخوان، یک واکه می آید. چند واژة سبزواری: manda «خسته»، manda roftan «خسته ش...
فرهنگ فارسی
( حاج ملا ) هادی سبزواری . محمد باقربن محمد مومن خراسانی سبزواری فقیه امامیه اصل او از سبزوار است
دانشنامه عمومی
سبزواری به معنی «منسوب به سبزوار» می تواند به موارد زیر اشاره کند:لهجه سبزواریملا هادی سبزواری، دانشمند علوم اسلامی و فیلسوف معروف و شاعر ایرانی است.محمدباقر سبزواری، معروف به «محقق سبزواری»، ز علما و فقهای شیعه در قرن یازدهم هجریحسین ممتحنی معروف به حمید سبزواری، شاعر ایرانیامین الشریعه سبزواری، از مشاهیر، علما و فضلا و ادبای شیعیامیر شاهی سبزواری معروف به امیر شاهینامی سبزواری، از شاعران سدهٔ نه...
دانشنامه اسلامی
[ویکی شیعه] سبزواری به معنای منسوب به شهر سبزوار است و ممکن است به یکی از این موارد اشاره کند:wikishia: کاشفی سبزواری مؤلف «جواهر التفسیر»، از علمای قرن نهم و دهم هجری قمری• محقق سبزواری، از علمای قرن یازدهم هجری قمری• محمدابراهیم سبزواری ، ملقب به «وثوق الحکماء»، یکی از شاگردان حاج ملا هادی سبزواری و آقا میرزا محمد امجد سبزواری• محمد بن محمد میرلوحی سبزواری ، ملقب به میرلوحی و دارای نام مستعار نق...