Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زردو

تلفظ بین المللی : /zˈarduː/ تلفظ :‌ [z'aRdu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا
  • کم زردو
  • روان زردویی
  • زردوز
  • زردوزی
  • زردویی
  • زردوزی کردن
  • زردون
  • زردوک
  • زردوکه سر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

زردو. [ زَ ] (ص مصغر، اِ مصغر) مصغر زرد. || قال گداز طلا. (ناظم الاطباء).

زردو. [ زَ ] ( ص مصغر، اِ مصغر ) مصغر زرد. || قال گداز طلا. ( ناظم الاطباء ).

زردو. [ زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان زیدآباد است که در بخش مرکزی شهرستان سیرجان واقع است و 100 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
زردو. [ زَ ] (اِخ ) دهی از ده...

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان زید آباد است که در بخش مرکزی شهرستان سیرجان واقع است

گویش مازنی

زرداب – آب چرکین که از زخم تراوش کند

/zard o/ زرداب – آب چرکین که از زخم تراوش کند

واژه نامه بختیاریکا

( زَردَو ) زرداب؛ صفرا

کلمات مرتبط

  • کم زردو
  • روان زردویی
  • زردوز
  • زردوزی
  • زردویی
  • زردوزی کردن
  • زردون
  • زردوک
  • زردوکه سر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات