Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روغنینه

تلفظ بین المللی : /rˌoq1anˈineː/ تلفظ :‌ [R,oq1an'ine:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روغنین
  • روزینه
  • روزینه دار
  • روغنی
  • روچینه
  • روینه
  • رویینه
  • رویینه تن
  • رویینه خم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روغنینه. [ رَ / رُو غ َ ن َ / ن ِ ] ( ص نسبی ، اِ ) نانی که در روغن خمیر آن را پهن کرده پزند. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از انجمن آرا ) ( از برهان ). نانی که خمیر آنرا در روغن پزند و روغنی نیز گویند. ( از شعوری ج 2 ورق 27 ). و رجوع به روغنی شود. || نانهای گرمی که روی هم چینند و لابلای آنها روغن ریزند. ( از آنندراج ) ( از برهان ) ( ناظم الاطباء ). نازک.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به روغن روغن دار . ۲ - نان روغنی .
نانی که در روغن خمیر آن را پهن کرده پزند .

کلمات مرتبط

  • روغنین
  • روزینه
  • روزینه دار
  • روغنی
  • روچینه
  • روینه
  • رویینه
  • رویینه تن
  • رویینه خم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات