رویینه. [ ن َ / ن ِ] ( ص نسبی ) هر چیز که از روی ساخته شده باشد. ( ناظم الاطباء ). رویین. ( فرهنگ فارسی معین ). از روی ، چنانکه رویینه خم و غیره. ( از یادداشت مؤلف ) : ز رویینه آلت به خروارهاز سیمینه چندان که انبارها.اسدی.رجوع به رویین شود. || برنجین. ( ناظم الاطباء ).- رویینه استخوان ؛ که استخوان محکم و استواری دارد. که ستون و بنیاد آن استوار است : ای پیکر منور محرور خون چکان ثعبان آتشین دم و رو...
فرهنگ معین
(نِ ) ۱ - ساخته شده از روی . ۲ - محکم ، استوار.
دانشنامه آزاد فارسی
روییْنِه (goldenrod)یکی از چند گیاه چندساله، بلند، و پربرگ امریکای شمالی، از خانوادۀ مرکبان، جنس Solidago. خوشه های گل آن از تعداد زیادی گل های زرد کوچک یا گلچه، تشکیل شده است. از این جنس یک گونۀ خودروی علفی چندساله و جنگل روی، و چند گونۀ وارداتی زینتی در ایران یافت می شود.wikijoo: رویینه...
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - هرچیز که از روی ساخته شده باشد . ۲ - محکم استوار . هر چیز که از روی ساخته شده باشد