Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ رهادن

تلفظ بین المللی : /rahˈɑdan/ تلفظ :‌ [Rah'Adan]
لغت نامه دهخدا
  • رادن
  • رادنی
  • رهاد
  • رهان
  • رهانا
  • رهاندن
  • رهانده
  • رهاننده
  • رهانیدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

رهادن . [ رَ دَ ] (مص ) آزاد کردن . (استنگاس ). آزاد کردن . رها نمودن . (از ناظم الاطباء).

رهادن . [ رَ دِ ] (ع اِ) ج ِ رَهدَن ، رِهدَن ، رُهدَن . رجوع به رهدن شود. || ج ِ رهدنة. (ناظم الاطباء). رجوع به رهدنة شود. || ج ِ رهدون . (از ناظم الاطباء). چون رهادن جمع رهدن است و «رهدنة» و «رهدون » را کتابهای لغت به معنی رهدن آورده اند ظاهراً ناظم الاطباء در ذکر ر...

کلمات مرتبط

  • رادن
  • رادنی
  • رهاد
  • رهان
  • رهانا
  • رهاندن
  • رهانده
  • رهاننده
  • رهانیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات