رهان . [ رِ ] (ع اِ) ایام الرهان ؛ روز اسب دوانی یعنی روزی که در تاختن اسبها باهم گرو می بندند. (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). || خیل الرهان ؛ اسبی که در مسابقه ٔ اسب دوانی بر سبقت گرفتن آن بر سر پول و غیره گرو می بندند وصاحب اسب سبقت گیرنده برنده می شود. و در مثل است : «هما کفرسی رهان »؛ در موردی گویند که دو تن در فضل و جز آن برابر و نزدیک اند. و نیز برای دو مسابقه دهنده در دویدن . (از اقرب الموار...
فرهنگ عمید
۱. گرو بستن، شرط بستن. ۲. شرط بندی در اسب دوانی.
فرهنگ معین
( ~.) [ ع . ] (اِ.) جِ رهن ؛ گرو.
(رِ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - شرط بستن . 2 - هر نوع برد و باخت و گروبندی ، مراهنه .
(رِ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - شرط بستن . ۲ - هر نوع برد و باخت و گروبندی ، مراهنه . ( ~. ) [ ع . ] (اِ. ) جِ رهن ، گرو.
فرهنگ فارسی
گروبستن، شرطبستن، شرطبندی دراسب دوانی، جمع رهن ( اسم ) جمع رهن گروها . گرو بستن به تاختن اسب با کسی گرو بستن .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: rahān) رهنده ، رهاشونده ؛ (در عربی) (در اعلام) نام پهلوانی در داستان سمک عیار .
اسم: رهان (پسر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: rahān) (فارسی: رَهان) (انگلیسی: rahan) معنی: رهنده، رهاشونده، ( در عربی ) ( اَعلام ) نام پهلوانی در داستان سمک عیار، نام یکی از سرداران پارسی در جنگهای باختر