کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رادن | کلماتور
معانی کلمه : رادن
تلفظ بین المللی :
/rˈɑdan/
تلفظ :
[R'Adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
کلمات مرتبط
رادن ایلینوی
رادن جورجیا
تبدیل رادن
هلند رادن
رادنی
بنت ریچارد رادنی
پورتر رادنی
رادنیا عباس
رادنوش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
لغت نامه دهخدا
رادن. [ دِ ] ( ع ص ) اسم فاعل از ردن. رجوع به رَدن و رَدَن شود. || ( اِ ) زعفران. || سرخی به زردی آمیخته. و منه بعیر رادنی و ناقة رادنیة؛ ای ، خالطت حمرته صفرة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). احمررادنی : خالطت حمرته صفرة کالورس. ( اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
اسم فاعل از ردن . زعفران . یا سرخی بزردی آمیخته .
دانشنامه عمومی
شهر رادن (به آلمانی: Rahden) در ایالت نوردراین-وستفالن در کشور آلمان واقع شده است.
آلمان
فهرست شهرهای آلمان
wiki:
رادن
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: rāden) (عربی) زعفران ، سرخی که به زردی آمیخته شود .
اسم:
رادن (دختر) (عربی) (تلفظ: rāden) (فارسی: رادِن) (انگلیسی: raden)
معنی:
زعفران، سرخی به زردی آمیخته، سرخی که به زردی آمیخته شود
کلمات مرتبط
رادن ایلینوی
رادن جورجیا
تبدیل رادن
هلند رادن
رادنی
بنت ریچارد رادنی
پورتر رادنی
رادنیا عباس
رادنوش
نظرات