کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : رزیده
تلفظ بین المللی :
/razˈideː/
تلفظ :
[Raz'ide:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
رزیدها
رزنده
رزیئه
رزیدن
رزیه
رسیده
رسیده دار
رسیده سازی گوشت
رسیده چوب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
رزیده. [ رَ دَ / دِ ] ( ن مف ) رنگ شده و لکه شده. ( ناظم الاطباء ). رنگ کرده. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ).
فرهنگ عمید
رنگ شده.
کلمات مرتبط
رزیدها
رزنده
رزیئه
رزیدن
رزیه
رسیده
رسیده دار
رسیده سازی گوشت
رسیده چوب
نظرات