معانی کلمه : رخم
لغت نامه دهخدا
رخم . [ رَ خ َ ] (اِخ ) آب راهی است به مکه ، یا راه دو کوه است در آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ).
رخم . [ رَ خ َ ] (اِخ ) موضعی است میان شام و نجد.(از منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از معجم البلدان ).
فرهنگ فارسی
آب راهی است به مکه یا راه دو کوه است در آن .
