کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دیر-رام | کلماتور
معانی کلمه : دیر رام
تلفظ بین المللی :
/dˈir rˈɑm/
تلفظ :
[d'iR R'Am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رام دیو
سی دی رام
والنات کریک سی دی رام
رامس دیتر
شرف الدین رامی
راماذان در
تصادف قطار در ایستگاه رامسس
خوزه رامالو کاروالیو دی فریتاس
دی دی رامون
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیررام. ( ص مرکب ) که دیر مطیعشود. خودسر. که آسان تن به اطاعت ندهد :
ندانی کو چگونه خویش کام است
ز خوی بد چگونه دیررام است.
( ویس و رامین ).
فرهنگ فارسی
که دیر مطیع شود . خود سر .
کلمات مرتبط
رام دیو
سی دی رام
والنات کریک سی دی رام
رامس دیتر
شرف الدین رامی
راماذان در
تصادف قطار در ایستگاه رامسس
خوزه رامالو کاروالیو دی فریتاس
دی دی رامون
نظرات