Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دید زدن

تلفظ بین المللی : /dˈid zˈadan/ تلفظ :‌ [d'id z'adan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • داد زدن
  • دود زدن
  • گاز زدن از شدت ناراحتی و درد بر زمین
  • دزد زدن
  • چند روز است (که) زانویم خیلی درد میکند.
  • درد زانو
  • دی زانتوژن
  • زان دیک
  • ریچارد دی زانوک
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دید زدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) برآورد کردن. تخمین کردن قیمت چیزی یا حاصل و وزن زراعت و جز آن را چنانکه مثلاً گویند میوه امساله را ده خروار دید زده اند حرز. خرص کردن. تخمین کردن چنانکه خرج بنایی که ساختن آن خواهند. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(زَ دَ ) (مص م . ) (عا. ) ۱ - تخمین زدن قیمت چیزی ، برآورد کردن حاصل زراعت . ۲ - چشم چرانی .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) تخمین زدن چیزی یا حاصل زراعت را .
بر آورد کردن .

مترادف و متضاد

appraise (فعل)
تخمین زدن، ارزیابی کردن، دید زدن، تقویم کردن

sight (فعل)
دید زدن، دیدن، بازرسی کردن، رویت کردن

کلمات مرتبط

  • داد زدن
  • دود زدن
  • گاز زدن از شدت ناراحتی و درد بر زمین
  • دزد زدن
  • چند روز است (که) زانویم خیلی درد میکند.
  • درد زانو
  • دی زانتوژن
  • زان دیک
  • ریچارد دی زانوک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات