Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دود

تلفظ بین المللی : /dˈuːd/ تلفظ :‌ [d'u:d]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب
  • دود ایجاد کردن
  • دود داده شده
  • دود دار
  • دود زدن
  • دود مه
  • دود چراغ خوری
  • دود کردن
  • دود کن
  • دود کننده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکافرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

دود. (هندی ، اِ) اسم هندی لبن است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

دود. [ دَ ] (ع مص ) کرم افتادن در طعام . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). کرمناک شدن طعام . (منتهی الارب ) (آنندراج ).

دود. (ع اِ) کرمان . ج ِ دودة. (زمخشری ). ج ِ دَودَة. (منتهی الارب ) (مقدمه ٔ لغت میرسید شریف جرجانی...

فرهنگ عمید

کرم‌ها.

۱. جسم تیره‌رنگ شبیه بخار یا ابر که هنگام سوختن چیزی از آن جدا می‌شود و به هوا می‌رود.۲. [قدیمی، مجاز] ناله.⟨ دود دادن: (مصدر متعدی) چیزی را نزدیک دود یا میان دود قرار دادن برای خشکانیدن آن.⟨ دود زدن: (مصدر لازم) [عامیانه]۱. دود کردن؛ دود پخش کردن چیزی که در حال سوختن است.۲. دود پس دادن چراغی که با نفت می‌سوزد.⟨ دودودم: [عامیانه، مجاز] دایر بودن بساط چای و قلیان و پخت‌و‌پز و لوازم مه...

فرهنگ معین

[ په . ] (اِ. ) جسمی تیره و بخاری شکل و شبیه ابر که به سبب سوخت اشیاء پدید آید و به هوا رود. ، ~از بینی برآمدن کنایه از: غمگین شدن ، خشمگین شدن . ،~ از کنده بلند شدن کنایه از: از ریشه مایه گرفتن ، از اصل بزرگتر سرچشمه گرفتن

دانشنامه آزاد فارسی

دود (smoke)مخلوطی قابل مشاهده از ذرّه های جامد معلق در گاز، معمولاً دربردارندۀ ذرات ریز کربن یا هیدروکربن.wikijoo: روسی ترین رمانِ رمان نویسی روسی است که هرگز روسیه و مردمان آن را از درون نکاویده بود.wikijoo: دود_(کتاب)...

فرهنگ فارسی

گازهای حاصل از احتراق مخلوط سوخت و هوا در محفظۀ احتراق

جسم تیره رنگ شبیه به بخاریاابرکه هنگام سوختن، چیزی از آن جدامیشودوبهوامیرود
( اسم ) کرم
اسم هندی لبن است .

دانشنامه عمومی

دُوْدُ:(dowdo) در گویش گنابادی یعنی دویدن ، با سرعت زیاد حرکت کردن روی پاها ، عجله کردن

دود به ذرات معلق حاصل از احتراق ناقص سوخت گفته می شود.بلند شدن دود از کُندهدود چراغ خوردن کنایه از زیاد درس خواندندود برآوردن و دود برآمدن کنایه از نابود کردن و نابود شدنسبیل کسی را دود دادندود از کله کسی بلند شدندودش به چشم کسی رفتنواژهٔ «دود» واژه ای از فارسی میانه است.استشمام هر نوع دود، به طور کلی برا...

گویش اصفهانی

تکیه ای: dü
طاری: dü
طامه ای: dü
طرقی: dü
کشه ای: di
نطنزی: duy

مترادف و متضاد

fume (اسم)
گاز، بخار، دود

whiff (اسم)
وزش، باد، بو، پرچم، پف، دود، نفخه

smoke (اسم)
دود، استعمال دود

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] دود: مادّه ای شبیه بخار،که پدید آمده از سوختن اجسام است.از عنوان دود، در باب های طهارت، صلاة و صوم به کار رفته است.احکام دود۱)بنابر قول مشهور، آتش با تبدیل کردن چیز نجس به دود، آن را پاک می گرداند. ۲)هنگام غسل دادن میّت، دود کردن عود و مانند آن از موادّ خوشبو کننده، مکروه است. ۳)نماز گزاردن در جایی که دود و مانند آن زیاد باشد- در حدّی که ذهن نمازگزار را به خود مشغول سازد- کراهت دارد. ۴)...

واژه نامه بختیاریکا

دی؛ کر و دی

فرهنگستان زبان و ادب

{exhauthorst , exhauthorst gases, exhauthorst fumes, combustion products} [قطعات و مجموعه های خودرو] گازهای حاصل از احتراق مخلوط سوخت و هوا در محفظۀ احتراق

کلمات مرتبط

  • دود ایجاد کردن
  • دود داده شده
  • دود دار
  • دود زدن
  • دود مه
  • دود چراغ خوری
  • دود کردن
  • دود کن
  • دود کننده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات