معانی کلمه : دهن
لغت نامه دهخدا
دهن . [ دَ هَِ ] (ع ص ) چرب و روغن مالیده . (ناظم الاطباء).
دهن . [دِ ] (ع اِ) درختی که بدان درندگان و حیوانات وحشی کشته شوند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
فرهنگ عمید
دهان#NAME?
روغن، چربی.
= دهان
= دهان
فرهنگ معین
(دُ هْ ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - روغن . ۲ - چربی . ج . ادهان .
فرهنگ فارسی
دهان، روغن، چربی، ادهان جمع
( اسم ) ۱ - روغن . ۲ - چربی . جمع ادهان دهان .
درختی که بدان درندگان و حیوانات وحشی کشته شوند .
( اسم ) ۱ - روغن . ۲ - چربی . جمع ادهان دهان .
درختی که بدان درندگان و حیوانات وحشی کشته شوند .
مترادف و متضاد
چربی، روغن، زیت
دانشنامه اسلامی
واژه نامه بختیاریکا
( دَهن ) دُهُو
