دهن کجی. [ دَ هََ ک َ ] ( حامص مرکب ) لوچه پیچک. عملی که کودکان کنند استهزاء کسی را با کج کردن دهان و بعض پاره های روی. ادا. شکلک. عمل والوچانیدن کسی را. دهان و خطهای روی را بر کسی کج کردن به نشانه اینکه تو بدین صورت و شکلی. ( یادداشت مؤلف ).- دهن کجی کردن به کسی ؛ خود را به طور استهزا شبیه او نمودن. شبیه او ساختن. شکلک او را در آوردن. ( یادداشت مؤلف ).- || عکس العمل مخالف نشان دادن کسی را؛ به ر...
فرهنگ عمید
۱. کج کردن دهان. ۲. [مجاز] مخالفت با کسی. ۳. [مجاز] خلاف میل کسی رفتار کردن از روی لجبازی.
فرهنگ فارسی
لوچه پیچک .
مترادف و متضاد
mug(اسم)
پوزه، فنجان، ابخوری، دهان، لیوان، دهن کجی، عکس شخص محکوم