دل مشغولی. [ دِ م َ ] ( حامص مرکب ) دل مشغول بودن. حالت و کیفیت دل مشغول. اضطراب و تشویش. ( ناظم الاطباء ). نگرانی. هم. اضطراب خاطر : می خواهد که پیش خداوند باشد تا در آن مهمات و دل مشغولیها که نو افتاده است سخنی بگوید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 567 ). کارها ساخته است بحدیث علف و جز آن دل مشغولی هیچ نیست. ( تاریخ بیهقی ص 531 ). دل مشغولی نه از کشتن قاید است بلکه از آن است که نباید که آن ملطفه به خط م...