معانی کلمه : دل ازرده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
( دل آزرده ) آزرده دل، رنجیده.
فرهنگ فارسی
( دل آزرده ) ( صفت ) ۱ - آزرده خاطر رنجیده . ۲ - ملول محزون . ۳ - ناراحت ٠
دانشنامه عمومی
دل رنجیده -دل شکسته
مترادف و متضاد
heartsick (صفت)
دل شکسته، نزار، غمگین، ملول، پریشان، دل ازرده
