دل افروز. [ دِ اَ ] ( نف مرکب ) افروزنده دل. دلفروز. دلشادکننده. خرمی بخش.شادی بخش. مایه روشنی دل اعم از اشخاص یا اشیاء یا حالات و حرکات و کیفیات. مایه فروزش دل : نبیره جهاندار کاوس کی دل افروز و پردانش و نیک پی.فردوسی.که برگشت و تاریک شد روز من ازین سه دل افروز دلسوز من.فردوسی.گرفته دل افروز را بر کنارز میدان سوی تخت شد شهریار.فردوسی.بهاری یکی خوش منش روز بوددل افروز هم گیتی افروز بود.فردوسی.پرست...
فرهنگ عمید
کسی یا چیزی که دل را شاد و روشن سازد، روشن کنندۀ دل.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه با آنچه که دل را روشن سازد موجب فرح و انبساط خاطر .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: del afruz) (به مجاز) مایهی شادی و خوشی دل ، محبوب و خوشایند ؛ (در قدیم) شاد و خرم ، معشوق ؛ (در اعلام) (در شاهنامه) دل افروز فرخ پی نامِ زنی رومی و ایرانی نژاد که شاپور ذوالاکتاف از اسارت رومیان رهانید و این نام را بر او گذاشت .
اسم: دل افروز (دختر) (فارسی) (تلفظ: del afruz) (فارسی: دلافروز) (انگلیسی: del afruz) معنی: مایه ی شادی و خوشی دل، محبوب و خوشایند، شاد و خرم، معشوق، ( اَعل...