کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : خون پالودن
تلفظ بین المللی :
/xˈuːn pˈɑluːdˌan/
تلفظ :
[x'u:n p'Alu:d,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خوان مانوئل رودریگز پاروندو
خون
خون آلود
خون الود
خون الود کردن
خون امدن از
خون انباری
خون بسته
خون بسته و لخته شده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خون پالودن. [ دَ ] ( مص مرکب ) خون فشاندن. خون دوانیدن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
خون فشاندن خون دوانیدن
کلمات مرتبط
خوان مانوئل رودریگز پاروندو
خون
خون آلود
خون الود
خون الود کردن
خون امدن از
خون انباری
خون بسته
خون بسته و لخته شده
نظرات