Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خون

تلفظ بین المللی : /xˈuːn/ تلفظ :‌ [x'u:n]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا
  • خون آلود
  • خون الود
  • خون الود کردن
  • خون امدن از
  • خون انباری
  • خون بسته
  • خون بسته و لخته شده
  • خون بند
  • خون جاری ساختن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

خون . [ خ َ ] (اِ) خَن . خانه . (یادداشت مؤلف ). رجوع به خن شود.

خون . (ع اِ) ج ِ خُوان ، خِوان ، خَوّان و خُوّان . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).

خون . [ خ َ ] (ع اِمص ) دغلی . نادرستی . || ضعف و سستی در بینایی . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). ج ، خَوان ، خُوان ....

فرهنگ عمید

۱. (زیست شناسی ) مایعی سرخ رنگ و مُرکب از گلبول قرمز، گلبول سفید، پلاسما، و ذرات شناور که در تمام رگ ها جریان دارد.۲. (اسم مصدر ) [مجاز] قتل، کشتار: خون ناحق.۳. [قدیمی، مجاز] پیوند نژادی.* خون خوردن: (مصدر لازم ) [مجاز]۱. [عامیانه] بسیار غم خوردن.۲. کشتار.* خون دل (جگر ): [مجاز] غم، غصه، رنج، و محنت بسیار.* خون رَز (رزان ): [قدیمی، مجاز] شراب: مریز خون من ای بت به روزگار خزان / مساعدت کن و با من ب...

فرهنگ معین

[ په . ] (اِ. ) مایعی سرخ رنگ که در رگ های بدن جانوران جریان دارد و تغذیة بدن از آن تأمین می شود. خون مرکب از گلبول های سرخ و سفید است . ، ~ به پا کردن کنایه از: جنگ و جدال سخت و خونین برپا کردن . ، ~ خود را کثیف کردن کنایه از: عصبانی شدن .

دانشنامه آزاد فارسی

خون (blood)مایعی سرخ رنگ که قلبآن را تلمبه می کند و در سرخ رگها، سیاه رگها، و مویرگهای حیوانات مهره دار به حرکت درمی آید و جریان خون را تشکیل می دهد. این اصطلاح برای مایع مشابهی نیز به کار می رود که در بدن بی مهرگانِ دارای دستگاه گردش خون بستهجریان دارد. خون مواد مغذّی و اکسیژن را به سلول های بدن می رساند و محصولات زاید، مثل دی اکسید کربن، را از آن ها دور می کند. علاوه بر این، خون در پاسخ ایمنی دخ...

فرهنگ فارسی

( اسم ) مایعی سرخرنگ که در هم. رگهای بدن جانوران جریان دارد و تغذی. بدن از آن تامین میشود و باستثنائ بشره مو و ناخن هم. سلولهای بدنرا فرا میگیرد و آن قسمت اصلی محیط داخلی بدنست . طعمش کمی شوراست . خون مرکب است از گلبولهای سرخ و گلبولهای سفید و پلاسما . یا گردش خون . حرکت خون از قلب و جریان آن در تمام رگهای بدن و بازگشت بقلب دوران دم . یا خون پیاله . شراب باده . یا خون جگر . غم غصه اندوه . یا خون د...

دانشنامه عمومی

بدن برای زنده ماندن به خوراک و اکسیژن نیازمند است ولی فقط بودن غذا در معده و بودن اکسیژن در شش ها کافی نیست، بلکه این دو باید به همه نقاط بدن برسند و خون این عمل یعنی رساندن آن مواد به همه بدن را برعهده دارد. خون در لوله هایی به نام رگ جریان می یابد. قلب، خون را در رگ ها به جریان می اندازد.اکسیژن رسانی به سلول ها، که توسط هموگلوبین انجام می شود.انتقال مواد مغذی همچون اسیدهای آمینه، گلوکز و اسیدهای...

نقل قول

خون مایعی است که کار اصلی آن رساندن اکسیژن و موادّ تغذیه کننده مانند گلوکز و سازنده به بافت ها و کمک به دفع موادّ زائد (همچون کربن دی اکسید و اسید لاکتیک) از بافت های بدن و دفاع در برابر میکروارگانیسم ها است.• «زندگی درباره یک ریتم است. ما می جنبیم، قلبمان خون می دمد... ما یک دستگاه ریتم هستیم، این است آنچه هستیم.» -> میکی هارتwikiquote: خون...

گویش اصفهانی

تکیه ای: xün
طاری: xün
طامه ای: xün
طرقی: xün
کشه ای: xün
نطنزی: xun

مترادف و متضاد

خوناب، خونابه

۱. دم
۲. خوناب، خونابه

blood (اسم)نسبت، خون، نژاد، مزاج، نیروgore (اسم)خون، تکه سه گوش، خون بسته و لخته شده، زمین سه گوشsap (اسم)خون، عصاره، شیره، شیره گیاهی...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خون از نجاسات است که در قلب و رگها جریان دارد. از احکام آن در بابهای طهارت، صلات، صوم، حج، تجارت، صید و ذباحه و اطعمه و اشربه سخن گفته اند.خون مایعی سرخ رنگ، جاری در قلب و رگها می باشد.احکام خون ۱. ↑ جواهر الکلام ج۵، ص۳۵۴-۳۵۸. ...wikifeqh: خون[ویکی الکتاب] معنی دَمُ: خونمعنی عَلَقَةٍ: قطعهای خون خشکیده و بسته شدهمعنی عَلَقٍ: خون بسته شده ( اولین حالتی که منی در رحم به خود میگیرد )معنی ص...

واژه نامه بختیاریکا

حین؛ هین

کلمات مرتبط

  • خون آلود
  • خون الود
  • خون الود کردن
  • خون امدن از
  • خون انباری
  • خون بسته
  • خون بسته و لخته شده
  • خون بند
  • خون جاری ساختن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات