Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خزاری

تلفظ بین المللی : /xazˈɑri/ تلفظ :‌ [xaz'ARi]
لغت نامه دهخدا
  • رشوت خواری
  • رشوه خواری
  • روزه خواری
  • رژیم تک خواری
  • رژیم خام خواری
  • رژیم میوه خواری
  • ریش خاریدن
  • سر بتیغ خاریدن
  • سر خاریدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خزاری . [ خ ُ ] (ص نسبی ) منسوب به خزار که ناحیه ای است در ماوراءالنهر نزدیک نسف . (از انساب سمعانی ).

خزاری . [ خ ُ ] (اِخ ) موسی بن جعفربن نوح بن محمدخزاری ، مکنی به ابوهارون از خزار بود و به عراق و حجاز رحل اقامت افکند و از محمدبن یزید حدیث شنید و از حمادبن شاکر حدیث کرد. (از معجم البلدان یاقوت ).

خزاری. [ خ ُ ]...

کلمات مرتبط

  • رشوت خواری
  • رشوه خواری
  • روزه خواری
  • رژیم تک خواری
  • رژیم خام خواری
  • رژیم میوه خواری
  • ریش خاریدن
  • سر بتیغ خاریدن
  • سر خاریدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات