کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جبین-بوسیدن | کلماتور
معانی کلمه : جبین بوسیدن
تلفظ بین المللی :
/dʒˈabin buːsˈidan/
تلفظ :
[dZ'abin bu:s'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جبین
جبین افروختن
جبین افشاندن
جبین بر خاک ما
جبین بر خاک مالیدن
جبین بر خاک نه
جبین بر خاک نهادن
جبین زار
جبین مالیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جبین بوسیدن. [ ج َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اظهار محبت و دوستی کردن. || در این بیت کنایه از اظهار عجز و حقارت کردن :
تو آن گلی که مه آسمان جبین توبوسد
ملک ز سدره فرودآید و زمین تو بوسد.
فغانی شیرازی ( از ارمغان آصفی ).
فرهنگ فارسی
کنایه از اضهار محبت و دوستی کردن
کلمات مرتبط
جبین
جبین افروختن
جبین افشاندن
جبین بر خاک ما
جبین بر خاک مالیدن
جبین بر خاک نه
جبین بر خاک نهادن
جبین زار
جبین مالیدن
نظرات