کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه جبین-افروختن | کلماتور
معانی کلمه : جبین افروختن
تلفظ بین المللی :
/dʒˈabin afrˈuxtan/
تلفظ :
[dZ'abin afR'uxtan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
جبین
جبین افشاندن
جبین بر خاک ما
جبین بر خاک مالیدن
جبین بر خاک نه
جبین بر خاک نهادن
جبین بوسیدن
جبین زار
جبین مالیدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
جبین افروختن. [ ج َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) برافروخته شدن چهره. کنایه از خشمناک شدن :
مهابتت چو برافروزد از عتاب جبین
بکار خویش فلک را نمیدهد تمکین.
اثر شیرازی ( از ارمغان آصفی ).
فرهنگ فارسی
برافروخته شدن چهره کنایه از خشمناک شدن .
کلمات مرتبط
جبین
جبین افشاندن
جبین بر خاک ما
جبین بر خاک مالیدن
جبین بر خاک نه
جبین بر خاک نهادن
جبین بوسیدن
جبین زار
جبین مالیدن
نظرات