جبین . [ ج ُب ْ بی ] (اِ) در ولف به نقل مُهْل ماست [ شیر ترشیده ] است با علامت سؤال . ولی ظاهراً کلمه محرف چُپّین است که در فرهنگ اسدی و حاشیه ٔ آن به معنی طبق از بید بافته یا سله آمده چون طبق از بید بافته است و به جای سفره بکار می رفته است : سبک مردبی مایه جبین نهادبر او تره و نان کشکین نهاد. (شاهنامه چ بروخیم ج 9 ص 2995).یکی کهنه جبین نهادمش پیش برو نان کشکین سزاوار خویش . (شاهنامه چ بروخیم ج 9...
جبهه، پیشانی، یک طرف پیشانی، اجبن واجبنه جمع، ترسو، بددل، کم دل، مردترسو، زن ترسو، جبنائ جمع ( اسم ) ۱- پیشانی جبهه . ۲- یک طرف پیشانی . ۳- جمع : اجبن اجبنه . در ولف بنقل مهل ماست است با علامت سوال . ولی ظاهرا کلمه محرف چپین است از ببد بافته یا سله چون طبق از بید بافته است و بجای سفره بکار رفته است .
گویش مازنی
/jobbin/ پاداش
مترادف و متضاد
brow(اسم)
سیما، پیشانی، جبین، خط ابرو، اب رو
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] دو طرف پیشانی، بالای شقیقه را جَبین می گویند و عنوان یاد شده به مناسبت در باب طهارت و صلات به کار رفته است.در روایات، جبین به معنای پیشانی به کار رفته است . تعریف لغویان از جبینبرخی لغویان نیز تصریح کرده اند که به طور مَجاز و به علاقه مجاورت، جبین بر پیشانی هم اطلاق می شود. جبین در تیممبنابر قول منسوب به مشهور، در تیمم علاوه بر پیشانی مسح دو جبین واجب است. جبین در سجده...wikifeqh: جبین...