Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : تهور رفتن

تلفظ بین المللی : /tahˈavvor rˈaftan/ تلفظ :‌ [tah'avvoR R'aftan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ترور اکبر هاشمی رفسنجانی
  • تهور
  • تهور داشتن
  • تهور کردن
  • با تهور
  • با تهور مبادرت کردن
  • دارای تهور بی مورد
  • صلیب جنگ برای تهور نظامی
  • التصور و التصدیق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

تهور رفتن. [ ت َهََ وْ وُ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) سرزدن اعمال بی باکانه و متهورانه از کسی : از این مرد ( اریارق ) آنجا تعدی و تهوری رفت. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 222 ). استادم بونصر را بخواندند تا آنچه از اریارق رفته بود از تهور و تعدی ها... بازنمود. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 229 ). اندیشید که باید تهوری رود. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 472 ). رجوع به تهور و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

سر زدن اعمال بی باکانه و متهورانه از کسی

کلمات مرتبط

  • ترور اکبر هاشمی رفسنجانی
  • تهور
  • تهور داشتن
  • تهور کردن
  • با تهور
  • با تهور مبادرت کردن
  • دارای تهور بی مورد
  • صلیب جنگ برای تهور نظامی
  • التصور و التصدیق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات