کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تهادر
تلفظ بین المللی :
/tahˈɑdor/
تلفظ :
[tah'AdoR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تهاتر کردن
تهاتری
موسسه تهاتری لندن
تبادر
تهاتر
تهادی
دیرالامیر تادرس
نوادر التبادر لتحفه البهادر
تحادر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
تهادر. [ ت َ دُ ] ( ع مص ) با هم مباح گردانیدن خون را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
با هم مباح گردانیدن خون را
کلمات مرتبط
تهاتر کردن
تهاتری
موسسه تهاتری لندن
تبادر
تهاتر
تهادی
دیرالامیر تادرس
نوادر التبادر لتحفه البهادر
تحادر
نظرات