کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه تهادی | کلماتور
معانی کلمه : تهادی
تلفظ بین المللی :
/tahˈɑdi/
تلفظ :
[tah'Adi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سامانۀ پادکنش فروسرخ تهدید پیشرفته
شناخت تهدید
علی تهامی
قابل تادیه
مهمات تهدیدنگر
بیماری التهابی لگن
با تهدید از کسی چیزی طلبیدن
با تهدید سخن گفتن
ارعاب و تهدید کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تهادی. [ ت َ ] ( ع مص ) یکدیگر را هدیه دادن. الحدیث : تهادوا تحابوا. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). هدیه با هم فرستادن. ( غیاث اللغات ). || نرم رفتن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). خرامان رفتن زن و آهسته رفتن از ناتوانی یا از مستی. ( آنندراج ). || خمیدن در رفتار. یقال : تهادت المراة؛ ای تمایلت فی مشیتها. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد )....
فرهنگ عمید
برای یکدیگر هدیه فرستادن، به هم هدیه دادن.
فرهنگ فارسی
یکدیگر را هدیه دادن نرم رفتن
کلمات مرتبط
سامانۀ پادکنش فروسرخ تهدید پیشرفته
شناخت تهدید
علی تهامی
قابل تادیه
مهمات تهدیدنگر
بیماری التهابی لگن
با تهدید از کسی چیزی طلبیدن
با تهدید سخن گفتن
ارعاب و تهدید کردن
نظرات