تبادر. [ ت َ دُ ] ( ع مص ) بهم بشتافتن. ( زوزنی ). پیشی گرفتن او را بشتافتن سوی آن. ( منتهی الارب ). با هم شتافتن و پیشی گرفتن در کاری. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
۱. پیشی گرفتن. ۲. [قدیمی] خطور کردن به ذهن.
فرهنگ معین
(تَ دُ ) [ ع . ] (مص ل . ) ۱ - پیشی گرفتن . ۲ - شتافتن . ۳ - بدون اندیشیدن ، معنی را از لفظ فهمیدن .
دانشنامه آزاد فارسی
تبادُردر اصول فقه، به اوّلین معنایی که در رویارویی با الفاظ به ذهن شنونده خطور می کند معنای متبادر، و به خود این پدیده، تبادر گویند. اصولیان یکی از راه های تشخیص حقیقت از مجاز را تبادر برشمرده اند؛ یعنی پیشی گرفتن به ذهن . اگر بدون قرینه باشد علامت حقیقت است و نشانۀ آن است که این لفظ برچنین معنایی وضع شده است. مبنای اعتبار تبادر این است که دلالت لفظ بر معنا از سه حال خارج نیست: ۱. یا به دلیل مناسب...
فرهنگ فارسی
پیشی گرفتن، پیشدستی کردن ۱- ( مصدر ) پیشی جستن پیشدستی کردن . ۲- شتاب کردن . ۳- ( اسم ) پیشی سبقت . ۴- شتاب . جمع : تبادرات . بهم بشتافتن . پیشی گرفتن او را و بشتافتن سوی آن . با هم شتافتن و پیشی گرفتن در کاری .
مترادف و متضاد
پیشدستی کردن
شتافتن، عجله کردن
پیشی گرفتن، سبقت گرفتن
پیشی، تعجیل، سبقت، شتاب
۱. پیشی، تعجیل، سبقت، شتاب ۲. پیشدستی کردن ۳. شتافتن، عجله کردن ۴. پیشی گرفتن، سبقت گرفتن
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ـــ تبادر، اصطلاحی در اصول فقه ، در مبحث الفاظ می باشد. ـــ تبادر به معنای سبقت یک معنا به ذهن شنونده لفظ بدون قرینه می باشد.تبادر، از علایم حقیقت بوده و به معنای سبقت گرفتن یک معنا به ذهن شنونده بر اثر شنیدن لفظی خاص است، در صورتی که قرینه ای در میان نباشد.علائم تبادردر ذهن انسان، معانی بسیاری انباشته شده است که هر چند به تفصیل نسبت به همه آنها علم ندارد، ولی در ارتکاز و عمق ذهن و حافظ...