کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : تطبیق نمودن
تلفظ بین المللی :
/tˈatbiq1 nemˈudan/
تلفظ :
[t'atbiq1 nem'udan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تطبیق
تطبیق دادن
تطبیق دستخط ها
تطبیق نامه
تطبیق نکردنی
تطبیق پذیر
تطبیق پذیری
تطبیق کردن
تطبیق یافته
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
accommodate
(فعل)
جا دادن، همساز کردن، وفق دادن با، منزل دادن، تطبیق نمودن، اصلاح کردن، اماده کردن برای، پول وام دادن
کلمات مرتبط
تطبیق
تطبیق دادن
تطبیق دستخط ها
تطبیق نامه
تطبیق نکردنی
تطبیق پذیر
تطبیق پذیری
تطبیق کردن
تطبیق یافته
نظرات