کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : تصبیغ
تلفظ بین المللی :
/tˈasbiq1/
تلفظ :
[t'asbiq1]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
تسبیغ
تصبی
تبیغ
تصبغ
تصبیح
تصبیر
تصبین
تصدیغ
تصمیغ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
تصبیغ. [ ت َ ] ( ع مص ) انداختن ناقه بچه موی برآورده را.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || غوره خرمابن به پختن درآمدن و از دنباله رنگ برآوردن گرفتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || مبالغه صبغ. ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ). رنگ کردن جامه را شدد للمبالغه. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و ر...
فرهنگ فارسی
انداختن ناقه بچه وی بر آورده را مبالغه صبغ
کلمات مرتبط
تسبیغ
تصبی
تبیغ
تصبغ
تصبیح
تصبیر
تصبین
تصدیغ
تصمیغ
نظرات